کافه دِوا

هیچ چیز آنگونه نیست که به نظر می رسد

این اصلا یه ماجرای پیش پا افتاده نیست. این از اون کاراست. از اون کارا که همه توش می مونن. جوریکه باید کلی به در و دیوار زل بزنن تا بفهمن چیزی که شنیدن حقیقت داره یا نه. مهندس محمدی یکی از اون کارا کرد. از اوناش که باس تو فیلمای هانکه دنبالش بگردی.

میدونی، وقتی یه زن خوشگل داری که حسابی عاشقشی و یه دختر کوچولو که واسش می میری باید حواست باشه ریسک نکنی. خیلی باید مراقب باشی. جدی میگم. اصلا نباید کنجکاو بشی که بالای یه داربست کوفتی چه خبره. آخه ممکنه از داربست بالا بری و تو یه لحظه نامناسب پاتو یه جای نامناسب بذاری و از یه ارتفاع کاملا نامناسب سقوط کنی و به یه شکل نامناسب تمام استخونای پات خرد بشه. اگه این اتفاق بیافته دیگه مهندس نیستی. شغل جدیدت اینه که بشینی خونه پای تلفن و توی دفتر تلفن دور اسمایی که میتونی ازشون پول قرض کنی دایره بکشی. یه وخ چشم هم میذاری میبینی دور همه اسما دایره کشیدی. حتی اونایی که به نظرت تخم سگن. ممکنه در این مرحله یه جمله قصار فلسفی هم بگی: آدما تموم میشن، خرج خونه نه.

مرحله بعدش اینه که فکر میاد سراغت. عینهو بختک. به خودت فکر میکنی که یه مشت کلسیم متراکم خرد شده تو گچ داری که هیچ به دردت نمی خوره. به زن خوشگلت فکر میکنی که روز به روز داره از غصه پلاسیده تر میشه. و به دختر کوچولوت که...ولش کن عمرا بتونی بش فکر کنی.

تو این مرحله که مرحله آخره باید حسابی مقاومت کنی. باید قوی باشی. اگه نباشی ممکنه با هزار بدبختی خودتو به یه شرکت بیمه برسونی و چندتا فرم بیمه عمر بگیری و پر کنی. بعد چند تا شماره حسابه که باید پول واریز کنی. وصیتتم که نوشتی خودتو با مرگ موش میکشی. قبل مرگت هم به رفیق اس ام اس میدی حلالم کن دارم نفسای آخرو میکشم. پولی که ازت قرض کردمو از بیمه عمرم بردار. مراقب کاترین کوچولوی منم باش.

اینجور وقتا باید خوب دقت کنی. چون ممکنه عین مهندس محمدی یادت بره به یکی از شماره حسابای بیمه پول بریزی. بیمه خیلی ناکسه. آخه بعد مرگت یه قرون هم نمیده. بیچاره مهندس محمدی. آخه وقتی داشتن گچ پاهاشو زودتر از موعد باز میکردن تا تو قبر جا بشه نمی دونست از بیمه یه پول سیاه هم گیرش نیومده. بی نوا تو اون وضعیت حواسش به مردن بود. آدم وقتی می میره حسابی سرش شلوغه و گرفتاره. باور کن.

پاورقی:
بله میدونم حرف زدن با نوشتن متفاوته اما این ماجرای واقعی رو نمیشد اینجوری ننوشت.

ببخشید خیلی به نظرم احمقانه اومد به خاطر یکی که اینجوری مرده بخوام نظراتمو فعال کنم تا درموردش نظر بدن. فکر میکنم کمی بی احترامی باشه. برای پست بعد نظرات فعال خواهد بود. ممنون