چائیدگی

.فکر اینکه چند ویروس موذی زشت که احتمالا شبیه میگو هستند، در گلویم عیاشی می کنند و آن گلبولهای سفید تنبل بی عرضه توان بیرون انداختنشان را ندارند کلافه ام می کند.الان ترجیح میدهم مبحث جسم و روح را فراموش کنم و بروم زیر پتو تا بقول مرحوم پدر بزرگم عرق کنم تا خوب شوم.

جنبه

هیچ چیز آزار دهنده تر ازدهان به دهان گذاشتن با یک شخصیت بی ادب و بی جنبه نیست.

معرفی کتاب

" گفتگو با مرگ" اثر "آرتور کوستلر" ترجمه ی نصر الله دیهیمی و خشایار دیهیمی ، نشر نی .

کتاب فوق را تا نیمه خوانده ام و به شدت توصیه میکنم...از آن کتابهای است که باید بخوانید. تا صفحه ی ۵۳ ترجمه مزخرفی دارد ولی طاقت بیاورید چون از ۵۳ به بعد با ترجمه ی روان خشایار، کتاب را دنبال خواهید کرد.

"فرزند پنجم" اثر  "دوریس لسینگ" ترجمه ی مهدی غبرائی انتشارات ثالث

آمار و احتمالات

 

ـ خب میگفتی..

ـ بله...چی میگفتم؟

ـ در مورد پروژه می فرمودین...

ـ آها عرض می کردم...

کمی اینپا و آنپا کرد و  لبخند به گوشه ی لبش نشست ... احساس کردم چیزی می خواهد بگوید که نمی گوید.

گفتم:

ــ چیزی شده؟

ــ جان؟...نه... این خانوم رضایی هم عجب آدمی مزخرفیه!

ــ چطور مگه؟

ــ نمی دونم جدیدا چرا اینقدر آمار میده...ندیدی چجوری سلام و احوالپرسی کرد؟...نمی دونم حالا به تو آمار میده یا به من! عجب چیزی ام هست لامصب.