کارت بی اعتباری
برای انجام یک کار اداری، گذرم به راهروها و پله های مرگ آور ساختمان اداری یکی از سازمانهای دولتی افتاد بود. پس از دو ساعت جان کندن روی پله های سرد نشستم و به پاکتی که در دستانم داشتم خیره شدم. سرمای سنگ پله، باسنم را بی حس کرده بود اما خستگی پاهایم که ناشی از بالا و پایین رفتنهای زیاد بود باعث شد تا نشستن را ترجیح دهم. آدمها از کنارم عبور می کردند بی آنکه اهمیتی به آنها بدهم. نمی دانم، شاید برای آنها هم زیاد مهم نبود که مانعی در مسیر بالا و پایین رفتنشان بودم. محتویات داخل پاکت، مدارکی بودند که حضور مرا در این دنیای به درد نخور اثبات می کرد. شناسنامه، کارت ملی، کارت پایان خدمت و پاسپورت. زانوی یکنفر به شانه ام خورد. زیر لب گفتم عوضی. خیلی غیر منصفانه بود. من سر راهش نشسته بودم پس نباید اعتراضی می کردم.
پیش خودم فکر کردم اگر کارتهایی وجود داشت که میزان انسانیت را مشخص می کرد موثرتر بود. مثلا من برای استخدام وارد اتاق می شدم:
مسئول استخدام: سلام
من: سلام
- کارتتون لطفا
- بفرمائید
بعد کارتم را روی یک دستگاه کوچک که چراغهایش خاموش روشن می شود می کشید و با صدای بیپ، تمامی اطلاعاتی که مربوط به انسانیت من می شد روی مانیتور به نمایش در می آمد.
مسئول استخدام: خب!...آقای کافه چی!...شما تا الان 127 هزار تا دروغ گفتید، 123 بار بدون بلیط وارد اتوبوس شدید، چند مورد چشم چرانی کردید و ته دلتان گفتید عجب تیکه ایی، بارها نیرنگ زدید، دوبارهم دغلکاری...1456 بار فحش دادید که در بیشتر موارد کشدار بوده است، 5 مورد ضرب و شتم و فرار، 8 بار موش مردگی، دوبار به ماشین اسمال آقا مالیدید و به روی خودتان نیاوردید، یکبار انگشتتان را تا ته در داخل لیوان چای رئیس کردید و بعد چای خوردنش را با لبخند تماشا کردید، 7 بار روی صندلی معلم دوران راهنمایی پونز گذاشتید، دلتان برای 94 فقیر نسوخته، از هیچ فال فروشی فال نخریدید، روز تولد دوستانتان را فراموش می کنید، چند مورد هم زنگ زدن و فرار کردن در پرونده دارید که ناچیز است، به چزاندن علاقه دارید، ۴۲ بار به آنان که در خیابان آدرس پرسیدند آدرس اشتباهی دادید و ۹ مورد هم روی دوستانتان اسم گذاشتید که آن اسم تا آخر عمر رویشان باقی مانده (مثل بهروز چُپُق).
حالا صفحات مخصوص به عادات ناپسند و اعمال خلاف قانون را باز نمی کنم چون تا اینجا با معیارهای ما همخوانی ندارید. ضمنا قسمت درصد خودخواهی آلارم قرمز می دهد که باید فکری کنید...
نه، همین مدارک برای من مناسب تر است. شاید بَدی یک شناسنامه این باشد که داشتن بیش از یک زن را لو می دهد اما داشتن آن کارتهای کذایی به جزئیات بیشتری اشاره خواهد کرد. من به شخصه ترجیح می دهم شعارهای انسانی بدهم تا اینکه بخواهم انسانیتم را اندازه گیری کنم.
پاورقی:
این پست یک شوخی بود...انسان بودن و رعایت اخلاق وظیفه تک تک ماست.(چه شعار حال بهم زنی دادم)