کسی که حوصله ی خواندن خاطرات عید دیگران را ندارد ، نباید توقع داشته باشد دیگران هم خاطرات عیدش را بخوانند...تازه اگر خاطرات عیدش هم کسل کننده و خواب آور باشند !... فلانی چی ، ایام عید نشسته رمان گتسبی بزرگ را خوانده ...چون حوصله ی رفقا را به علت مزدوج شدنشان ، نداشته ... از در خانه به جز هفت، هشت بار که یکبارش به خاطر عروسی بیمزه ی  اقوامش بوده، بیرون نرفته... و بدتر از آن نشسته و تمام قسمتهای مرد دو هزار چهره را هم مو به مو دیده تا بتواند یک نقد جانانه ی مرد افکن بنویسد...آنوقت باز هم انتظار دارد دیگران از خواندن خاطراتش مشعوف شوند...البته هنوز امید دارد که این هفته مرخصی بگیرد و سفر کند...اگر بتواند... اجالتا "زرشک".

***

نشانه ها خبر از قحطی بزرگی می دهند!

۱=سال که سال گاو است و تلمیحی است بر تعبیر خواب توسط یوسف...

۲= امسال ، سال اصلاح الگوی مصرف نام گرفت...نگویید همینطوری و یلخی نامگذاری سال می شود!

۳=طرح نظام مند کردن یارانه ها هم که توسط مجلس تایید نشد...

این سه نشانه خبر از عدم مقاومت صندوق ذخیره ی در آمد نفتی در مقابل بحران اقتصادی جهان که به نحو افسار گسیخته ایی میل ورود به کشور را دارد، می دهند !

پیشنهادم این است که خانه و زمین و هر گونه طلاجات و بدلی جات و کاسه کوزه و اُقرمنقل دارید بفروشید و آن را به پول نقد تبدیل کنید که سال سختی به لحاظ اقتصادی در پیش خواهد بود...!

***

گتسبی بزرگ ، رمان جذاب و خوش ترجمه ایست که در نیمه اول تعطیلات عید خواندمش...هرچند که برای من نیمه ی اول و دوم معنی ندارد چون فقط یکهفته تعطیل بودم...عنوان این پست هم جمله ی زیبایی در متن کتاب است که البته ربطی به مطلب پست ندارد!

پاورقی:

- گتسبی(gatsby) بزرگ ... اثر اسکات فیتس جرالد...ترجمه ی کریم امامی...انتشارات نیلوفر.