انتظارهای لذتبخش
خیلی حیف است که نسلش در حال انقراض است. نه اشتباه نکنید، در مورد زنهای به درد بخور صحبت نمی کنم. حرفم چیز دیگریست.
یکهفته، بلکم بیشتر، مشتاقانه منتظر می ماندیم تا عکسهای 24تایی دوربین عکاسی مان چاپ شود. آنوقت می نشستیم و ساعتها از دیدن ژستهای مصنوعی و کلیشه ایی مان لذت می بردیم و عکسها را دست به دست می چرخاندیم و هر کس به نفر بعدی می گفت که دستش را روی عکس نگذارد تا عکس خراب نشود. در آخر هم کمی برای عکسهایی که به خاطر بی دقتی سوخته بودند حسرت می خوردیم.
انتظار رسیدن یک نامه، انتظار دیدن یک دوست قدیمی دور از وطن، انتظار برای رسیدن به مقصدی که چند روز سختی راهش را کشیده ای. مثل همان سفر ها که قدیمیها برای رسیدن به زیارتگاههای دور، از راه های صعب العبور می گذشتند. حتی 9 ماه انتظار برای شنیدن این جمله معروف که می گوید: مشتلق بده بچه (پسره/دختره).
دوربینهای دیجیتال، ایمیل، وبکم، موبایل، طیاره، سنوگرافی و همه این امواج مهیب سیلاب بی امان تکنولوژی باعث شده نسل " انتظارهای لذتبخش" در معرض انقراض باشد.
بدی قصه اینجاست که هیچ انجمن و بنیاد و گروهی برای بقای نسل انتظارهای لذتبخش وجود ندارد. هیچ کجای دنیا مردم در خیابانها تظاهرات نمی کنند و پلاکادرهایی در دست نمی گیرند که روی آن نوشته شده باشد(( زنده باد انتظارهای لذتبخش)).
پاورقی:
آپلود عکس خراب شد. حوصله دوباره آپلود کردن ندارم. روی تابلوی زیر شتر نوشته: به طرف شاه عبدالعظیم، مسافت: ۳ روز و ۳ شب.