نمی توانم دربرابر اناری که از پشت وانت انارفروش پیر به پایین غلطید بی تفاوت باشم. اناری که از انارهای دیگر جدا افتاد. شاید لحظه ای بعد بین چرخهای اتومبیلی بی مبالات له شود و یا شاید عابری از زمین برش دارد و انار را در سرنوشت خودش هضم کند. کنار خیابان می ایستم و انار را نگاه می کنم. پورت. له شد. زیر لاستیکهای چرک یک پژو زنگ زده.

***

حرکت می کنم و چاله های بی شمار خیابانها را رد می کنم. از خودم سوال می کنم چه چیزی، واقعا چه چیزی مانع من است. مثلا بروم وسط اتوبان و گیلکی برقصم. چرا من نمی روم وسط اتوبان گیلکی برقصم؟

1- با رقص بومی آشنا نیستم

2- می گویند دیوانه است

3- خجالت می کشم

4- از نظر منطقی و عقلانی صحیح نیست

5- از آبرویم می ترسم

6- ممکن است دستگیرم کنند و به دیوانه خانه ای چیزی تحویلم بدهند.

همه اینها وجود دارند. و شاید بی نهایت دلیل ریز و درشت تر هم باشد. دلیلی برای کردن یا نکردن. شاید رقصیدن در اتوبان کاری مفرح باشد. شاید در روحیه ام تاثیر مثبتی بگذارد. شاید برای پروستات،  غدد لنفاوی و انسدادهای روده و عروق مناسب باشد. شاید اومگا 3 بدن را تامین کند. حتی وقتی می خواهم در اتوبان برقصم هم دنبال یک فایده ای چیزی هستم. مثل اینها که هر کوفتی را که از سر هوس می خورند برایش خاصیت پزشکی می تراشند. میگن میوه بعد از شام خوبه. میگن بعد از غذا شیرینی خوبه. میگن این برای اونجا خوبه. اون هم برای اینجا خوبه...

***

به تنگ ماهی ضربه میزنم. با انگشت اشاره. دنگ. دنگ. و یکبار دیگر. دنگ. با هر بار ضربه ماهی تکان می خورد. یا می ترسد. یا کنجکاو می شود. بالاخره تکان می خورد. من می زنم. ماهی تکان می خورد. نمی دانم چه می شود که یاد داستان طوطی و بازرگان می افتم. طوطی پدر خودش را در آورد فرار کند نشد. دست آخر خودش را به مرگ زد. نمرده بود اما وانمود کرد که مرده. بازرگان زد به قفس. دنگ. دنگ. و یکبار دیگر. دنگ. و فکر کرد طوطی مرده. و خودش طوطی را آزاد کرد.

***

تحریک شدن و واکنش نشان دادن.

***

بعضی از آدمها مرده اند که واکنش نشان نمی دهند. بی خیالها و بی عار ها (یا شایدم بی آرها). صورتهای بی روح یخ زده. بهشان دست که می دهی انگار ماهی مرده یخ زده ای را دست میزنی. اینها هم بی واکنشند. اما این بی واکنشی، آن بی واکنشی نیست.

***

برای

***

برای یک چیزی. همه عملکردم برای یک چیزی است. اگر برای یک چیزی نباشد و عمل کنم چه می شود؟ آنوقت من عمل می کنم اما من عمل نمی کنم. اگر من عمل نکنم کیست که عمل می کند؟!